قطع اینترنت بینالملل در ایران از مرز دو ماه عبور کرد. در حالی که مقامات رسمی هنوز از «شرایط جنگی» به عنوان دلیل اصلی خاموشی دیجیتال نام میبرند، صدها هزار کسبوکار خرد و کلان فروش خود را تا مرز صفر از دست دادهاند. اعتراضات گسترده در فضای مجازی شکل گرفته و اقتصاددانان هشدار میدهند که ادامه این وضعیت، تعدیل نیروی گسترده و نابودی معیشت میلیونها نفر را به دنبال خواهد داشت. این خبر چکیده از چند رسانه داخلی خبر آنلاین، شایان نیوز و قطره است.
جزئیات از زبان مقامات؛ تداوم «شرایط جنگی»
یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ در حالی به پایان می رسد که پرونده قطع اینترنت بینالملل برای هفتهها و ماههای آینده همچنان روی میز شورای عالی امنیت ملی باقی ماند. سخنگوی دولت در واکنش به سوالات مکرر درباره زمان اتصال اینترنت، سرنخ تازهای به دست نداد. فاطمه مهاجرانی تاکید کرد: «چون در شرایط جنگی هستیم، زمان وصل شدن اینترنت بینالمللی به تصمیم نهادهای مختلف بستگی دارد.»
اینترنت بینالملل چه زمانی وصل میشود؟ قطعی اینترنت و خسارات جبران ناپذیر کسب و کارهای آنلاین
امیرحسین ثابتی، نماینده تهران در مجلس، نیز با صراحت بیشتری اعلام کرد: «اینترنت بینالملل با دستور شورای عالی امنیت ملی به دلیل شرایط جنگی قطع شده است و همچنان شرایط جنگی وجود دارد و فعلا وصل نخواهد شد.» به گفته او، بازگشت به شرایط عادی مستلزم پایان «شرایط جنگی» است.
روایت شهروندان از زندگی فلج شده
اما در سوی دیگر ماجرا، روایت شهروندان از این «شرایط جنگی» تصویری متفاوت ارائه میدهد. آنها جنگی نمیبینند اما ویرانی اقتصادی را با پوست و گوشت خود لمس میکنند. در روزهای اخیر، موجی از اعتراضات گسترده در فضای مجازی شکل گرفته است؛ اعتراضاتی که از گلایههای اقتصادی تا ناامیدی اجتماعی را در بر میگیرد.
کاربران با صراحت از تجربه مستقیم خود میگویند: «کار ما کساد شده چرا اینترنت را وصل نمی کنید؟» و دیگری فریاد میزند که «اینترنت حق مسلم ماست مثل آب و برق و گاز». در این میان، برخی به وعدههای پیشین مسئولان اشاره کرده و تنها پرسیدهاند: «آقای پزشکیان وعده ات را یادت هست؟»
فاجعه اقتصادی در آمار و ارقام
بحران اما فراتر از گلایههای روزمره است. دادههای اقتصادی حکایت از فاجعهای کمسابقه دارد. رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، با اشاره به از دست رفتن بازار پایان سال میگوید: «کسبوکارهای بزرگ بعضاً تا ۴۰ تا ۵۰ درصد فروششان را از دست دادند. کسبوکاری که ۵۰ تا ۶۰ میلیون کاربر دارد. کسبوکارهای خرد اما فروششان نزدیک به صفر شد.»
یک عضو سازمان نظام صنفی رایانهای نیز هشدار داده که افت دسترسی و اختلال در فعالیتها، درآمد شرکتها را کاهش داده و تعدیل نیرو را به گزینهای ناگزیر تبدیل کرده است.
هشدارهای سیاسی و اقتصادی
تحلیلگران سیاسی نیز نسبت به ابعاد فاجعه هشدار دادهاند. احمد زیدآبادی در واکنشی کوتاه اما معنادار نوشت: «اینترنت و مجموع شرایط اقتصادی مردم امر شوخیبرداری نیست.»
اما مهمتر از آن، هشدارهایی است که از قلب اقتصاد به گوش میرسد. حسین راغفر، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، در مصاحبهای مفصل نه تنها به مسئله اینترنت بلکه به بحران عمیقتر تولید و اشتغال در کشور اشاره کرده است. او با انتقاد از سیاستهای دهه نود که به نفع سوداگری و به ضرر تولید اجرا میشد، تاکید کرده که «در جنگ فعلی، موفقیت دشوارتر خواهد شد و باید توجه به تولید دو چندان شود». راغفر همچنین محاصره دریایی را «مقدمه جنگ بعدی» توصیف کرده و نسبت به تبعات آن برای اقتصاد کشور هشدار داده است.
پارادوکس اینترنت قطع و فیلترشکن پررونق
در این میان، تناقضی آشکار در سیاستگذاری دیده میشود. در حالی که دسترسی به اینترنت بینالملل قطع است، پدیدهای به نام «اینترنت پرو» در دستور کار قرار گرفته است. وزارت ارتباطات اما صراحتا اعلام کرده که «چارچوب اینترنت پرو خارج از این وزارتخانه و در سطح تصمیمگیریهای امنیتی کشور تعیین میشود و نمیتواند جایگزین اینترنت بینالمللی باشد».
نکته تاملبرانگیزتر اما به یک پارادوکس دیگر بازمیگردد. بررسیهای جدید نشان میدهد که تجارت فیلترشکن با تشدید محدودیتها به یک صنعت پردرآمد تبدیل شده است، صنعتی با گردش مالی چند ده هزار میلیارد تومانی. این سود کلان اما به جیب متخصصان و نخبگان نمیرود، بلکه به سوی گروههای خاصی سرازیر میشود که از «خاموشی دیجیتال» برای خود ثروت میسازند. کارشناسان معتقدند ساخت و مدیریت چنین ابزارهایی در ابعاد گسترده، نیازمند دسترسی به زیرساختهای قدرتمند و رانتهای خاص است.
آینده مبهم در انتظار کیست؟
با این حال، تصویر نهایی همچنان مبهم است. شورای عالی امنیت ملی هنوز چارچوب زمانی مشخصی برای خروج از «شرایط جنگی» ارائه نکرده و سخنگوی دولت نیز اشارتی به افق قابل پیشبینی برای عادی شدن اوضاع نداشته است. کسبوکارهای کوچک در حال خوندل خوردن هستند و شهروندان عادی نیز دیگر نمیدانند باید منتظر چه زمانی باشند.
به نظر میرسد مسئله فراتر از یک تصمیم فنی یا امنیتی ساده رفته است. آنچه در هالهای از ابهام باقی مانده، معمای همیشگی سیاستگذاری در ایران معاصر است: آیا بهای «امنیت جنگی» باید پرداخت شود، حتی اگر صورت این بهای سنگین، تعطیلی هزاران کسبوکار و نابودی معیشت میلیونها نفر باشد؟ پاسخی که از سوی مقامات رسمی شنیده میشود هنوز قانعکننده نبوده و شکاف بین تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان با جامعه روز به روز عمیقتر میشود.
در این میان اما یک واقعیت غیرقابل انکار است: هر روزی که اینترنت قطع میماند، نه تنها درها به روی جهان بستهتر میشود، بلکه چراغ کسبوکارهای بیشتری برای همیشه خاموش میماند. و این، شاید بزرگترین خطری باشد که جامعه ایران را در هفتهها و ماههای پیش رو تهدید میکند؛ خطری که از هر تهدید امنیتی خارجی، واقعیتر و ملموستر است.
از این رو کسب و کارهای آنلاین، متکی به اینترنت باید از ظرفیت نت ملی بهره مند شوند و وبسایت های خود را تقویت نمایند و برای افزایش سرعت سایت، هر گونه اتصال اسکریپت وبسایت به API های خارجی را مسدود کنند و از پیام رسان های خارجی به پیام رسان های داخلی مهاجرت کرده و لینک گروه و کاناهای خود را در وبسایت شان قرار دهند تا تعامل بهتری بر قرار شود.

