معرفی معماری “Split-Brain” و فریم ورک Antigravity، نقشه راهی برای ساخت هوش مصنوعی قابل اعتماد

معرفی معماری "Split-Brain" و فریم ورک Antigravity، نقشه راهی برای ساخت هوش مصنوعی قابل اعتماد

تیم تحریریه استاد آیتی گزارش می دهد: در دنیای پرشتاب فناوری، بحث هوش مصنوعی قابل اعتماد (Trustable AI) به یکی از مهم ترین دغدغه های توسعه دهندگان و کاربران تبدیل شده است. در حالی که چت بات ها و مدل های زبان بزرگ (LLMs) توجه عمومی را به خود جلب کرده اند، کاربردهای حیاتی هوش مصنوعی نیازمند سطحی از دقت، شفافیت و قابلیت اثبات هستند که مدل های فعلی به تنهایی قادر به ارائه آن نیستند.

گوگل اخیرا با انتشار مقاله ای در بلاگ توسعه دهندگان خود، از یک نقشه راه عملی و یک معماری انقلابی پرده برداشته است که هدف آن، پر کردن “شکاف اعتماد به هوش مصنوعی” است. این پروژه آزمایشی که در پیست مسابقه اتومبیل رانی Thunderhill کالیفرنیا انجام شد، نشان داد که چگونه می توان راهنمایی های هوش مصنوعی را به صورت لحظه ای و از نظر ریاضی قابل اثبات کرد.

این پروژه نه تنها یک دستاورد فنی، بلکه یک بیانیه استراتژیک از سوی گوگل است. این شرکت با تمرکز بر کاربردهای حساس مانند راهنمایی رانندگی با سرعت بیش از ۱۰۰ مایل بر ساعت، جایی که “توهم” (Hallucination) هوش مصنوعی می تواند عواقب فاجعه باری داشته باشد، بر اهمیت هوش مصنوعی قابل اعتماد تاکید می کند. هدف این نقشه راه، تبدیل داده های خام به راهنمایی های قابل اعتماد و در کسری از ثانیه است که می تواند در صنایع مختلف از پزشکی گرفته تا مالی و تولید، مورد استفاده قرار گیرد.

معماری انقلابی: مغز دوپاره برای تصمیم گیری های لحظه ای

معماری انقلابی: مغز دوپاره برای تصمیم گیری های لحظه ای

معماری “Split-Brain”: ترکیب غریزه و استراتژی

ستون فقرات این نقشه راه، معماری نوآورانه ای به نام “Split-Brain” یا “مغز دوپاره” است. این معماری برای مدیریت استقرار پیچیده سیستم های هوش مصنوعی در محیط های پرسرعت طراحی شده و وظایف را به دو بخش مجزا تقسیم می کند: “بازتاب ها” (Reflexes) و “استراتژی” (Strategy). بازتاب ها، واکنش های لحظه ای و غریزی هستند که توسط مدل های سبک تر و سریع تر مانند Gemini Nano در لبه (Edge) سیستم اجرا می شوند. این مدل ها توانستند زمان پاسخ دهی را به حدود ۱۵ میلی ثانیه کاهش دهند که برای تصمیم گیری در سرعت های بالا حیاتی است.

در مقابل، بخش استراتژی شامل استدلال های سطح بالاتر و تحلیل های پیچیده تر است که توسط مدل های قدرتمندتر مانند Gemini 3.0 مدیریت می شود. این بخش مسئول تحلیل کلی دور مسابقه و ارائه توصیه های استراتژیک است. فریم ورک Antigravity (AGY) به عنوان لایه ارکستراسیون، مدیریت این سیستم چند لایه را بر عهده دارد و انتقال داده ها و وظایف بین این دو بخش را به صورت خودکار انجام می دهد. این جداسازی هوشمندانه، تضمین می کند که سیستم همزمان از سرعت واکنش بالا و عمق استدلال کافی برخوردار باشد.

فریم ورک Antigravity و سفر توسعه یکپارچه

یکی از نکات برجسته این پروژه، سرعت توسعه آن بود. تیم توسعه دهندگان خبره گوگل (GDEs) توانستند یک چرخه توسعه سه ماهه را تنها در دو هفته فشرده کنند. این موفقیت مرهون استفاده از فریم ورک Antigravity بود که برای ارکستراسیون سیستم های عامل محور (Agentic Systems) طراحی شده است. AGY با مدیریت پردازش داده های حجیم و منطق فیزیکی تکراری، به توسعه دهندگان اجازه داد تا بر روی رفتارهای سطح بالای سیستم تمرکز کنند.

این پروژه همچنین به عنوان یک آزمون استرس برای “سفر توسعه یکپارچه گوگل” (Unified Developer Journey) عمل کرد. توسعه دهندگان ابتدا نمونه سازی سریع را در Google AI Studio انجام دادند و سپس به راحتی سیستم را به Vertex AI که مسیر “سطح حرفه ای” برای سیستم های تولیدی است، منتقل کردند. این انتقال روان، نشان دهنده تعهد گوگل به ارائه ابزارهایی است که توسعه دهندگان را قادر می سازد تا از مرحله ایده پردازی تا استقرار در مقیاس بزرگ، به صورت یکپارچه حرکت کنند.

ستون های اعتماد: اثبات پذیری و آموزش مبتنی بر فیزیک

آموزش عصبی-نمادین (Neuro-Symbolic Training)

اعتماد در این سیستم بر پایه اثبات پذیری ریاضی بنا شده است. برای اطمینان از اینکه توصیه های هوش مصنوعی صرفا حدس و گمان نیستند، از روشی به نام آموزش عصبی-نمادین (Neuro-Symbolic Training) استفاده شد. در این روش، مدل های هوش مصنوعی با استفاده از تکنیک هایی مانند QLoRA بر روی یک خط مبنای “دور طلایی” (Golden Lap) تنظیم دقیق شدند. این کار تضمین می کند که توصیه های هوش مصنوعی، مانند “دیرتر ترمز کن”، بر اساس قوانین فیزیک و داده های واقعی قابل تایید باشند.

کارشناسان استاد آی تی معتقدند که ترکیب هوش مصنوعی مولد با منطق نمادین و قوانین فیزیکی، کلید اصلی دستیابی به هوش مصنوعی قابل اعتماد در کاربردهای حساس است. این رویکرد، که از یک حلقه عامل محور (Agentic Loop) با مراحل پیش نویس -> تایید -> اصلاح (Draft -> Verify -> Refine) استفاده می کند، به سیستم اجازه می دهد تا در صورت بروز مشکل در داده ها، به صورت خودکار راه حل های کد را پیشنهاد دهد، آن ها را در برابر خطوط مبنای تله متری تایید کند و به روز رسانی های معتبر را در لحظه به خودرو ارسال کند. این قابلیت خوداصلاحی، سطح جدیدی از اطمینان را در عملکرد سیستم ایجاد می کند.

جوخه جمینای: مدیریت بار شناختی راننده

یکی دیگر از جنبه های حیاتی در ایجاد اعتماد، نحوه تعامل هوش مصنوعی با انسان است. برای پر کردن شکاف بین داده ها و درک انسانی، گوگل از رویکردی مبتنی بر “آموزش انسانی” (Human Pedagogy) استفاده کرد. این سیستم از یک “جوخه جمینای” (Gemini Squad) از عوامل هوش مصنوعی با شخصیت های مختلف استفاده می کند، مانند “ای جی، سرپرست تیم” (AJ the Crew Chief) و “راس، مهندس تله متری” (Ross the Telemetry Engineer).

این عوامل با تزریق منطق تخصصی مسابقه به پرامپت های سیستم، راهنمایی های متناسب با زمینه و قابل درک برای راننده ارائه می دهند. همچنین، برای مدیریت بار شناختی راننده، یک “دوره نسوز” (Refractory Period) برای توصیه ها اعمال می شود تا از بمباران راننده با اطلاعات بیش از حد جلوگیری شود. این رویکرد، هوش مصنوعی را از یک ابزار صرف به یک مربی حرفه ای و قابل اعتماد تبدیل می کند.

نتیجه گیری و چشم انداز آینده

پروژه Thunderhill ثابت کرد که با استفاده از معماری “Split-Brain” و “سفر توسعه یکپارچه” گوگل، می توان شکاف اعتماد به هوش مصنوعی را بست. همانطور که مدیر عامل پیست Thunderhill اظهار داشت، این سیستم داده های مسابقه را با ترکیب “احساس درونی” و “منطق عینی” قابل تکرار و دقیق می سازد و “سال ها از آنچه امروز در بازار وجود دارد جلوتر است.”

این نقشه راه، یک الگو برای توسعه سیستم های خودکار پیچیده است که می توانند استدلال کنند، برنامه ریزی کنند و از ابزارها برای انجام وظایف پیچیده استفاده نمایند. برای توسعه دهندگان و کسب و کارهایی که به دنبال ساخت سیستم های هوش مصنوعی قابل اعتماد در مقیاس تولیدی هستند، این معماری یک نقطه شروع قدرتمند است.

واژه نامه تخصصی:

اصطلاح انگلیسیمعادل فارسیتوضیح
Trustable AIهوش مصنوعی قابل اعتمادسیستمی از هوش مصنوعی که شفاف، قابل اثبات، امن و منصفانه عمل می کند.
Split-Brain Architectureمعماری مغز دوپارهمعماری که وظایف هوش مصنوعی را به دو بخش بازتاب های لحظه ای (Edge) و استراتژی سطح بالا (Cloud) تقسیم می کند.
Agentic Systemsسیستم های عامل محورسیستم های هوش مصنوعی که می توانند استدلال کنند، برنامه ریزی کنند و از ابزارها برای انجام وظایف پیچیده استفاده کنند.
Antigravity (AGY)فریم ورک آنتی گراویتیفریم ورک ارکستراسیون گوگل برای مدیریت سیستم های عامل محور و حالت دار (Stateful).
Gemini Nanoجمینای نانومدل هوش مصنوعی سبک گوگل که برای اجرا در لبه (Edge) و پاسخ های سریع طراحی شده است.
Vertex AIورتکس ای آیپلتفرم ابری گوگل برای توسعه، استقرار و مقیاس دهی مدل های یادگیری ماشین در سطح تولید.
Neuro-Symbolic Trainingآموزش عصبی-نمادینروشی برای آموزش هوش مصنوعی که یادگیری عمیق (عصبی) را با منطق و قوانین صریح (نمادین) ترکیب می کند تا اثبات پذیری را افزایش دهد.
Hallucinationتوهمخطای رایج در مدل های زبان بزرگ که در آن اطلاعات نادرست یا ساختگی به عنوان واقعیت ارائه می شود.

منبع

Beyond the Chatbot: A Blueprint for Trustable AI. Google Developers Blog.

این پست چقدر مفید بود؟

بر روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز ۵ / ۵. میانگین امتیاز: ۱

تاکنون هیچ رأیی ثبت نشده است! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *